وقتی واسه دوستام تعریف می کنم که جورابای من و ابجی مو بابام می شوره، با دهن باز نگاه می کنن و می گن بابات؟ بابات می شوره؟ میگم ها! مگه چیه؟ میگن باباته ها، من می گم خب باشه یعنی حالا که بابامه، من باید جوراباشو بشورم؟ هیچ جوره تو کــَته اونا نمی ره که بابام جورابامو بشوره و هیچ جوره واسه من قابل هضم نیست که چرا نباید بابام جورابامو بشوره....
وقتی مامانم نیست بابا کارای خونه رو می کنه و من دلیلی واسه انجام دادنشون ندارم، سر همین موضوع همیشه فک و فامیل و دوستام نصیحتم کردن بار ها و بارها ولی به نظر من تا وقتی بابام می تونه کارامو انجام بده چرا من انجام بدم؟ پس بابا به چه دردی می خوره؟ واسه همین کاراست دیگه.....
به نظرتون اگه یه بابا نظر و توجه بچه شو جلب نکنه، بابا می شه؟
* احتمالن یه مدتی نباشم، می دونم تو نبودم، دق میکنین! غصه میخورین! غمناک می شین! نمناک میشبن!
* ولی چه میشه کرد باید بشین....
* احتمالن یه مدتی نباشم، می دونم تو نبودم، دق میکنین! غصه میخورین! غمناک می شین! نمناک میشبن!
* ولی چه میشه کرد باید بشین....